هدفگذاری جمعآوری ۳۵ میلیون مترمکعب گاز همراه نفت
مدیر نظارت بر تولید نفت و گاز شرکت ملی نفت ایران گفت: پیشبینی میکنیم بتوانیم تا پایان دولت چهاردهم میزان گاز مشعل را به حدود ۳۵ میلیون مترمکعب در روز کاهش دهیم.
به گزارش اکو ۳۶۵ و به نقل از وزارت نفت، گازهای مشعل یا گازهای همراه نفت، سالهاست بهعنوان یکی از چالشهای اصلی صنعت نفت ایران شناخته میشوند؛ ظرفیتی عظیم از انرژی که بهدلیل محدودیتهای زیرساختی، ناتمام ماندن زنجیره فرآورش و تمرکز تاریخی بر تولید نفت خام، به جای تبدیل شدن به ارزش افزوده، در مشعلها سوزانده شده است. این در حالی است که جمعآوری این گازها نهتنها از منظر اقتصادی به معنای جلوگیری از هدررفت صدها میلیون دلار در سال است، بلکه از منظر زیستمحیطی و اجتماعی نیز نقشی تعیینکننده در کاهش آلایندگی، بهبود کیفیت هوا در مناطق نفتخیز و ارتقای سلامت عمومی دارد. افزون بر این، در شرایط ناترازی انرژی، بازیافت این گازها میتواند پشتوانهای پایدار برای تأمین خوراک صنایع، نیروگاهها و پتروشیمیها باشد.
به همین دلیل، موضوع جمعآوری گازهای مشعل در سالهای اخیر به یکی از اولویتهای اصلی دولت تبدیل شده است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری با برگزاری نشستهای منظم و پیگیری هفتگی روند پیشرفت پروژهها، نظارت مستقیم بر این طرحها را در دستور کار قرار داده و با تشکیل سازوکارهای پایش متمرکز، بر تسریع در اجرای آنها تأکید دارد. محسن پاکنژاد، وزیر نفت نیز با فعالسازی کارگروههای تخصصی، بازنگری در برنامهها و تسهیل فرآیندهای قراردادی و سرمایهگذاری، تلاش کرده است موانع اجرایی را کاهش دهد تا پروژههای جمعآوری گاز مشعل با سرعت و انسجام بیشتری به مرحله بهرهبرداری برسند.
رضا خیلائی مدیر نظارت بر تولید نفت و گاز شرکت ملی نفت ایران در گفتگویی با اشاره به اینکه گازهای مشعل در واقع گازهای همراه نفت هستند که در فرآیند تولید نفت خام ایجاد میشوند، بیان کرد: میزان گاز همراه ارتباط مستقیم با تولید نفت خام دارد و هرچه تولید نفت افزایش یابد، حجم گاز همراه و در نتیجه گاز مشعل نیز افزایش پیدا میکند.
مشروح این گفتگو را در ادامه میخوانید.
در ابتدای دولت چهاردهم، میزان گازسوزی در مشعلها چقدر بود و از آغاز این دولت تاکنون، این میزان چه مقدار کاهش یافته است؟
پیش از استقرار دولت چهاردهم حدود ۵ میلیون مترمکعب در روز از گازهای مشعل در مناطق نفتخیز جنوب، شرکت نفت مناطق مرکزی ایران و شرکت نفت و گاز اروندان جمعآوری شده بود، اما از زمان آغاز به کار دولت چهاردهم با راهاندازی واحدهای جدید جمعآوری گازهای مشعل این رقم به بیش از ۹ میلیون مترمکعب در روز رسیده است.
هماکنون حدود ۸۰ میلیون مترمکعب در روز گاز همراه نفت در کشور تولید میشود که بخشی از آن به واحدهای انجیال شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب و دیگر واحدهای پاییندستی تحویل و بخشی هم به صورت گاز مشعل بهخاطر عدم وجود فرآیندهای فرآورشی، شیرینسازی، فشارافزایی و ارسال به مقاصد در واحدهای بهرهبرداری سوزانده میشود. با این حال، بسته به شرایط تولید نفت خام، روزانه بین ۴۰ تا ۵۰ میلیون مترمکعب در روز گاز مشعل داریم که این میزان با توجه به فراز و نشیبهای تولید نفت خام متفاوت بوده و هر سال تابع شرایط موجود، تولید میشود.
چه پروژههایی برای جمعآوری گازهای مشعل تعریف شدهاند، کدامیک فعال هستند و میزان پیشرفت پروژههای در حال اجرا چه درصدی است؟
برای جمعآوری گازهای مشعل، ایجاد تأسیسات ضروری است که عملاً شامل یک پالایشگاه کامل گاز میشود؛ بهطوریکه گاز دریافتشده پس از شیرینسازی و فرآورش، به محصولات قابل استفاده تبدیل شود، از آنجا که احداث پالایشگاههای گازی برای جمعآوری کامل گازهای مشعل بین ۷ تا ۱۰ سال زمان نیاز دارد، در کنار برنامههای بلندمدت، طرحهای کوتاهمدت ۱۸ تا ۳۰ ماهه برای جمعآوری زودهنگام گازهای مشعل تعریف شد. طرحهای جمعآوری گازهای مشعل به پنج برنامه بلند مدت شامل دو قرارداد در حوزه جمعآوری گازهای مشعل شرق کارون، احداث کارخانه انجیال ۳۲۰۰ در غرب کارون، انجیال ۳۱۰۰ در دهلران و انجیال خارک برای جمعآوری گازهای همراه بهرگان و خارک است.
بر اساس برنامههای کوتاهمدت تعریف شده، گازهای مشعل از طریق مزایده به خریداران واگذار میشود. بخشی از قراردادهای این طرح همزمان با استقرار دولت چهاردهم در نیمه دوم سال ۱۴۰۳ و اوایل پارسال به بهرهبرداری رسید. در قالب این برنامه، پروژههایی مانند مارون ۵ در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب، ایستگاه تقویت فشار گاز دهلران و چند نقطه دیگر که گازهای فلر را به خریداران تحویل داده بودیم، اجرایی شد.
از سوی دیگر پروژه اصلاحی ایستگاه تزریق گاز هفتکل را عملیاتی کردیم که سبب جمعآوری و تزریق گازهای مشعل این منطقه پس از سالها شد. در مجموع، میزان جمعآوری ما به حدود ۹ میلیون مترمکعب در روز رسید و مجموع ظرفیت فرآورش پیشبینیشده در برنامههای کوتاهمدت و بلندمدت معادل گاز دو فاز پارس جنوبی است.
مهمترین چالشها و موانع فنی در اجرای پروژههای جمعآوری گازهای مشعل در حوزههای عملیاتی کداماند؟
یکی از مهمترین چالشها پراکندگی بیش از ۹۰ نقطه مشعلسوزی در هفت استان کشور بوده و از همین رو ایجاد شبکه گسترده جمعآوری و انتقال در چنین شرایطی هزینهبر است. همچنین بسیاری از این گازها ترش بوده و برای شیرینسازی و فشارافزایی به تجهیزات پیشرفته نیاز دارند که زمان تأمین آنها طولانی است. از سوی دیگر مطابق ماده ۴۸ برنامه ششم توسعه، واگذاری گازهای مشعل باید به بخش خصوصی انجام شود. در ابتدای برنامه ششم تنها دو یا سه شرکت در این حوزه فعال بودند، اما اکنون با شفاف شدن مسیر، سرمایهگذاران بیشتری ورود کردهاند؛ هرچند همچنان نیاز به حضور گستردهتر بخش خصوصی وجود دارد.
برای جمعآوری بخش عمده گازهای مشعل حدود ۶ میلیارد دلار سرمایهگذاری نیاز است که تاکنون حدود ۴.۵ میلیارد دلار از این رقم جذب شده و همه این سرمایهگذاری از سوی بخش خصوصی انجام شده است. شرکت ملی نفت ایران از منابع داخلی خود هزینهای در این بخش نداشته و سرمایهگذاران تأمین مالی را بهعهده گرفتهاند.
در پروژه جمعآوری گازهای مشعل، چه مشوقهای اقتصادی برای جذب سرمایهگذاری در نظر گرفته شده است؟
طرحهای جمعآوری گازهای مشعل باید از توجیه اقتصادی برخوردار باشند. به این معنا که سرمایهگذارانی که گاز مشعل را از شرکت ملی نفت خریداری و جمعآوری میکنند، با استحصال ترکیبات گازی و تبدیل آن به محصولات باارزش، بتوانند درآمدزایی کرده و جرای طرح برایشان مقرون بهصرفه باشد. دوره بهرهبرداری این طرحها بسته به میزان گاز و موقعیت جغرافیایی متفاوت است و ممکن است بین دو تا ۱۰ سال متغیر باشد.
بر اساس الزامات قانونی و اسناد بالادستی، ما موظف بودیم این طرحها را به نحوی عرضه کنیم که توجیهپذیری اقتصادی برای سرمایهگذاران فراهم شود. به همین دلیل، قیمتهای پایه مزایده با توجه به نوع گاز (ترش یا شیرین)، ترکیبات موجود و میزان مایعات قابل استحصال، متفاوت تعیین میشود. در مناطقی که امکان جمعآوری آسان وجود ندارد و هزینههای انتقال و فرآورش بالاست، حتی با گرفتن مجوزهای لازم، قیمت پایه مزایده را به صفر رساندیم و فراخوان آن صادر شده است و شرکتهای علاقهمند میتوانند در این فراخوان اعلام آمادگی کنند.
این مدل اجرایی انگیزهای برای شرکتها ایجاد کرد تا با شتاب بیشتری نسبت به ساخت و نصب تجهیزات اقدام کنند و طرحها زودتر به بهرهبرداری برسند. روند اجرای سایر طرحها نیز به همین شیوه است؛ شرکتهای اعلام آمادگیکننده هم تأمین سرمایه میکنند و هم مجوزهای لازم را اخذ میکنند. در حوزه تأمین ارز و ثبت سفارش، چالشها و پیچیدگیهایی وجود داشت که با تشکیل کارگروه گازهای مشعل در وزارت نفت و با تأکیدهای رئیسجمهوری و حمایتهای وزیر نفت، این موانع در بازه زمانی کوتاهتری برطرف شد.
اگر پروژههای جمعآوری گازهای مشعل به سرانجام برسد، چه برآوردی از ظرفیت جدید ایجادشده برای توسعه صنایع پتروشیمی یا افزایش صادرات وجود دارد؟
ظرفیت پایداری که در قالب برنامههای بلندمدت برای جمعآوری گاز مشعل ایجاد میشود، حدود یک میلیارد و ۹۰۰ میلیون فوت مکعب در روز است. بخشی از این ظرفیت مربوط به گازهای مشعل فعلی و بخشی نیز در طرحهای توسعهای جدید مورد استفاده قرار خواهد گرفت. با بهرهبرداری از طرحهای توسعه جدید میدانهای نفت و گاز، از این ظرفیت ایجادشده برای جلوگیری از گازسوزی جدید و ارسال گاز به واحدهای فرآورشی استفاده خواهد شد تا ارزش افزوده ایجاد شود.
این میزان ظرفیت تقریباً معادل ظرفیت یک فاز پارس جنوبی است و میتواند بهطور مؤثر از طرحهای توسعهای جدید پشتیبانی کند، مانع از شکلگیری گازسوزیهای تازه شود و زمینه ایجاد ارزش افزوده در زنجیره پاییندستی از جمله پتروشیمیها را فراهم کند.
آیا این برنامه ملی و یکپارچه تاکنون تدوین شده است؟
از سال ۱۳۹۶ عملاً فرآیند تدوین، دستهبندی و احصای کامل پروژهها و نیازهای حوزه گاز مشعل آغاز و نهایی شد. همه نقاط مشعلسوز، نیازهای زیرساختی، ظرفیتهای فرآورشی و الگوهای واگذاری جمعآوری و آماده اجرا شد و بخشی از آنها در قالب طرحهای بلندمدت تعریف شد. در قالب همین برنامههای بلندمدت، دو کارخانه بزرگ انجیال با سرمایهگذاری حدود یکونیم میلیارد دلار به بخش خصوصی واگذار شد که از طریق فرمولهای فروش خوراک و اخذ موافقتهای اصولی، تأمین سرمایه شدند. کارخانه انجیال ۳۲۰۰ در سال ۱۴۰۲ و انجیال ۳۱۰۰ نیز مرداد امسال به بهرهبرداری رسیدند. بنابراین برنامهریزیها از سالها قبل انجام شده بود و پروژهها نیز در مسیر اجرا قرار گرفتند.
با این حال، رکوردهای اخیر در تولید نفت خام که امسال به آن دست یافتیم، سبب شد در برخی نقاط شدت گازسوزی افزایش پیدا کند. افزایش تولید نفت بهطور طبیعی افزایش تولید گاز همراه را در پی دارد و این موضوع ایجاب میکرد بازنگری مجدد در برنامهها انجام شود. در همین چارچوب، برنامهها بازنگری شد و نقاط بیشتری در فراخوانهای واگذاری قرار گرفت. در واقع برای هر نقطهای که گاز همراه آن سوزانده میشود و امکان فرآورش وجود دارد، برنامه تعریف شده است؛ اما اجرای آن منوط به ورود شرکتهای فعال در این حوزه، انجام مذاکرات، تبدیل آن به قرارداد و آغاز عملیات اجرایی است.
همه گلوگاهها و موانعی که در فرآیند واگذاری وجود داشت، تا حد امکان هموار شده تا امضای قرارداد و شروع عملیات اجرایی با سرعت بیشتری انجام شود. با این حال، تعداد شرکتهای فعال در این حوزه محدود است. حتی از شرکتهای بینالمللی و شرکتهای پاییندستی مانند پتروشیمیها نیز دعوت کردیم در این حوزه ورود کنند. این اقدام میتواند منافع مستقیم برای پتروشیمیها داشته باشد و به پایداری خوراک آنها کمک کند. از این رو از ورود این شرکتها استقبال کردهایم. هماکنون بیش از ۹۰ نقطه یا ایستگاه گاز مشعل در کشور وجود دارد که حدود ۳۰ نقطه آن واگذار شده و باقی نقاط نیز باید واگذار شود. تحقق این هدف مستلزم آن است که بخش خصوصی در این حوزه اعلام آمادگی کند تا بتوانیم این نقاط را به آنها واگذار کنیم و عملیات اجرایی آغاز شود.
یکی دیگر از تأکیدهای رئیسجمهوری، نظارت مستقیم بر پروژهها برای پیگیری مستمر پیشرفت آنها بود. در این خصوص، چه برنامهها و اقدامهای مشخصی برای تحقق این نظارت مستقیم انجام شده است؟
در حوزه ریاست جمهوری، بخشی با عنوان «رصدخانه ملی» برای پیگیری طرحهای اولویتدار تشکیل شده که گاز مشعل نیز یکی از این طرحهاست. اطلاعات مورد نیاز این رصدخانه بهصورت کامل جمعآوری و در اختیار آن قرار گرفته است. یکی از محورهای مورد تأکید، پایش و رصد لحظهای پروژههاست که نیازمند نصب تجهیزات تصویری و سامانههای مانیتورینگ است.
شرکت ملی نفت ایران در حال تأمین این تجهیزات و اتصال آنها به رصدخانه ملی است تا امکان پایش برخط پروژههای گاز مشعل فراهم شود. سایر طرحهای اولویتدار نیز از سوی متولیان مربوطه در حال تجهیز به سامانههای پایش و تکمیل زیرساختهای نظارتی هستند.
در فرآیند امضای قراردادهای جمعآوری گازهای مشعل، شاهد تأخیرهایی بودهایم. موانع اصلی ایجادکننده این تأخیرها چه مواردی بوده است؟
درباره تأخیرهای ایجاد شده در امضای قراردها، مجوزهای هیئتمدیره و مجوزهای واگذاری پیش از این از سوی شرکت ملی نفت ایران اخذ شده بود. با این حال، فرآیند برگزاری مزایده طبق روال قانونی باید طی شود و اگر مزایده به نتیجه نرسد، روشهای جایگزین پیشبینیشده در قانون باید اجرا شود. پس از طی این مراحل، فرآیند امضای قرارداد آغاز میشود. پس از امضای قرارداد، شرکتها باید تضامین لازم را ارائه دهند، ضمانتنامههای بانکی، مجوزهای زیستمحیطی و سایر مجوزهای مورد نیاز را اخذ کنند. این مراحل بهطور طبیعی زمانبر است و بخشی از آن خارج از وزارت نفت و شرکت ملی نفت ایران انجام میشود.
با تشکیل کارگروه جمعآوری گازهای مشعل، تلاش شده این فرآیندها تا حد امکان کوتاه شود تا قراردادها سریعتر امضا شوند و شرکتها بتوانند برای اخذ تسهیلات بانکی، سفارشگذاری کالا، ساخت تجهیزات و سایر اقدامات اجرایی اقدام کنند. هرجا که نیاز به تأییدیه کارفرما بوده، شرکت ملی نفت ایران در کوتاهترین زمان ممکن این تأییدیهها را صادر کرده است.
بهطور تقریبی، جمعآوری هر یک میلیون فوت مکعب گاز مشعل حدود یک میلیون دلار سرمایهگذاری نیاز دارد. بنابراین اگر در نقطهای ۱۰ میلیون فوت مکعب گاز مشعل وجود داشته باشد، شرکت سرمایهگذار باید حدود ۱۰ میلیون دلار سرمایه تأمین کند. این رقم با توجه به شرایط اقتصادی، از نظر ریالی عدد قابل توجهی است. شرکتها باید هم ضمانتنامههای قراردادی به کارفرما ارائه دهند و هم برای دریافت تسهیلات بانکی، ضمانتنامههای بانکی جداگانه تهیه کنند. طبیعی است که این فرآیندها زمانبر باشد، هرچند بخش خصوصی تاکنون با وجود محدودیتها، عملکرد قابل قبولی داشته و پروژهها را به مرحله اجرا رسانده است.
در حوزه بلندمدت، قراردادها مبتنی بر فروش محصول است؛ به این معنا که خوراک مورد نیاز سرمایهگذار در قالب قرارداد بلندمدت تضمین میشود. در طرحهای کوتاهمدت نیز فروش حجم مشخصی از گاز مشعل در قرارداد پیشبینی میشود؛ بهطوری که مقدار معینی (به میلیون مترمکعب یا مترمکعب استاندارد) بر اساس قیمت پایه مزایده و نرخ پیشنهادی برنده، در قرارداد درج میشود. شیوهنامههای همکاری میان وزارت نفت، شرکت ملی نفت ایران و شرکت ملی گاز ایران از گذشته وجود داشته و برای استفاده از برخی تجهیزات فرآورشی و انتقالی در ازای پرداخت کارمزد مشخص، مورد استفاده قرار گرفته است. این شیوهنامهها بهروزرسانی شدهاند تا امکان معاوضه (سوآپ) یا جابهجایی بخشی از تولیدات شرکتها نیز فراهم شود و در این زمینه تاکنون مشکل خاصی گزارش نشده است. قراردادها میتوانند بهصورت فروش گاز مشعل یا کارمزدی باشند. با توجه به جذابیت مدل فروش گاز، تاکنون پیشنهاد مشخصی برای اجرای پروژهها بهصورت کاملاً کارمزدی دریافت نکردهایم و عمده قراردادها در قالب فروش گاز امضا شده است.
اگر گازهای قابل بازیافت (گازهای مشعل) وارد شبکه سراسری شود، چه میزان از ناترازی انرژی کشور را جبران خواهد کرد؟
در کشور، مصرف گاز در بخشهای مختلفی از جمله مصارف خانگی، صنایع جزء، صنایع عمده، فولاد، نیروگاهها و پتروشیمیها توزیع شده است و ظرفیت تولید نیز محدود است. در فصول سرد سال که مصرف خانگی بهطور قابل توجهی افزایش مییابد و تأمین گرمایش منازل در اولویت قرار میگیرد، عملاً با ناترازی در بخش صنایع، نیروگاهها و پتروشیمیها مواجه میشویم. ورود گازهای بازیافتی به شبکه میتواند ظرفیت جدیدی ایجاد کند تا صنایع و بهویژه پتروشیمیهایی که در این طرحها مشارکت دارند، پایداری خوراک خود را حفظ کنند.
این موضوع به صنایع امکان میدهد در فصول سرد از ظرفیتهای خالی خود که به دلیل کمبود گاز ایجاد میشود، استفاده کنند و علاوه بر جلوگیری از افت تولید، آورده اقتصادی بیشتری نیز برای کشور و خود واحدهای صنعتی ایجاد شود.
برخی کارشناسان معتقدند وعده کاهش و جمعآوری گازهای مشعل سالهاست تکرار میشود، اما نتیجه ملموسی در عمل مشاهده نشده است. برنامه دولت چهاردهم برای جمعآوری گازهای مشعل چه تفاوتهای اساسی با رویکرد دولتهای گذشته دارد؟
بحث جمعآوری گاز مشعل موضوع تازهای نیست و از دهههای گذشته مطرح بوده است. در بسیاری از پروژههای توسعهای که حتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی برای افزایش تولید نفت اجرا شد، تمرکز اصلی بر تولید نفت بود و به مقوله فرآورش گاز همراه بهصورت کامل پرداخته نشد. همین موضوع سبب شد بهمرور زمان حجم گازهای مشعل بهصورت تجمعی افزایش یابد. البته در همان مقاطع نیز کارخانههایی برای جمعآوری گازهای همراه در جنوب کشور پیشبینی و احداث شد، اما با توجه به رشد تولید نفت و تغییر رفتار مخازن از جمله محدودیتهای ناشی از افت فشار ظرفیت این واحدها پاسخگوی حجم فزاینده گاز همراه نبود و میزان گازسوزی افزایش یافت.
از ابتدای برنامه ششم توسعه، برنامهریزی منسجمی برای ساماندهی این موضوع آغاز شد و در برنامه هفتم توسعه این تکلیف بهصورت دقیقتر و بستهتر تعیین شد؛ بهگونهای که سالانه جمعآوری ۱۶ میلیارد مترمکعب گاز مشعل برای وزارت نفت تکلیف شده است که ۲ میلیارد مترمکعب آن در حوزه شرکت ملی گاز ایران و ۱۴ میلیارد مترمکعب آن در حوزه شرکت ملی نفت ایران قرار دارد. برنامههایی که از قبل تدوین شده بود، در دولت چهاردهم بازآرایی و روزآمد شد تا بتوانیم تا پایان برنامه هفتم در سال ۱۴۰۷ این تکلیف ۱۶ میلیارد مترمکعبی را محقق کنیم.
برنامه وزارت نفت برای کاهش حجم گازهای سوزانده شده تا پایان دولت چهاردهم چقدر است؟
با توجه به محدودیتهای موجود در حوزه تأمین سرمایه و ضرورت حمایت از شرکتهای فعال در این بخش، پیشبینی میکنیم بتوانیم تا پایان دولت چهاردهم میزان گاز مشعل را به حدود ۳۵ میلیون مترمکعب در روز کاهش دهیم. تحقق این عدد مستلزم پیگیری ویژه برخی پروژهها و حمایت مؤثر از سرمایهگذاران است، اما با روندی که هماکنون در پیش گرفتهایم، دستیابی به این هدف را امکانپذیر میدانیم. در صورت تحقق این برنامه، بخش قابل توجهی از معضل گازسوزی و تکالیف قانونی تعیینشده مدیریت خواهد شد.
رئیسجمهور تقریباً بهصورت هفتگی موضوع گازهای همراه مشعل را پیگیری میکنند و نشستهای حضوری برای پایش پیشرفت پروژهها برگزار میشود. این پیگیری مستمر سبب تسهیل و تسریع فرآیند جمعآوری گازهای مشعل شده است. امیدواریم تا پایان دولت به سطح قابل قبولی از کاهش گازسوزی برسیم و هدررفت گاز در این حوزه به حداقل برسد.
