تروا (داستان اسب چوبی)
تروا (داستان اسب چوبی)
جواد لگزیان
تروا یکی از بزرگ ترین نبردها در افسانه های یونان است. درواقع حماسه ای که زمینه ساز نگارش کتاب ایلیاد و اودیسه ی هومر شاعر بزرگ یونانی بوده است. آخرین نیرنگ جنگجویان یونانی برای ورود و نفوذ به دروازه های شهر تروا ساختن اسب چوبی بود که با موفقیت انجام شد و سرانجام پس از ده سال نبردِ بیهوده تروا سقوط کرد. ملکه ترسید و آشیل را به رودخانه تاریک اِستیکس برد و پاشنه ی پای چپش را در دست گرفت و برای چند لحظه او را زیر آب نگه داشت…
در صفحات آغازین کتاب تروا (داستان اسب چوبی) آمده است که: جنگجویان یونانی با هزار کشتی از طریق دریا به سمت تروا در حرکت بودند. ترواییها باخبر شدند و داخل شهر رفتند و دروازهها را بستند و منتظر جنگ شدند. بعد از چند روز مردان آگاممنون به ساحل تروا رسیدند. شب را داخل چادرهایشان در ساحل خوابیدند. روز بعد پادشاه اسپارتا و پادشاه ایتاکا به شهر رفتند و خواستند با پادشاه تروا صحبت کنند، اما ترواییها دروازهها را برای آنها باز نکردند. پیامرسان پادشاه تروا به یونانیها گفت: شاهزاده متعلق به تروا است و اینجا خوشحال است؛ پس به خانههایتان برگردید.
پادشاه اسپارتا و پادشاه ایتاکا به چادر آگاممنون برگشتند و ماجرا را تعریف کردند. او خیلی عصبانی شد. بهاینترتیب نبرد تروا آغاز شد. در سالهای جنگ، ترواییها از شهر بیرون میآمدند، میجنگیدند و دوباره به شهرشان برمیگشتند، اما یونانیها کنار ساحل ماندند، خوردند، نوشیدند و جنگیدند.
کتاب تروا (داستان اسب چوبی) نوشته بیل باولر با ترجمه محمدجواد خرازیان در ۳۲ صفحه را انتشارات آرمان رشد رهسپار بازار کتاب کرده است.
ارتباط با انتشارات آرمان رشد واحد فروش: ۰۹۲۱۴۳۸۱۷۷۳ واحد نشر: ۰۹۲۱۴۳۸۱۷۷۴ پاسخگویی سریع از طریق تمام پیامرسانهای ایرانی.
