فراتر از سوگ؛ ایستادن در نقطه تلاقی همبستگی و حقیقت
محسن امینی نوشت: در میدان رقابت روایتها، همیشه فقط این مهم نیست که چه اتفاقی افتاده است؛ مهمتر آن است که آن اتفاق چگونه دیده میشود، چگونه بازگو میشود و چگونه در ذهن افکار عمومی مینشیند.
به گزارش اکو ۳۶۵، در عصر پساحقیقت (post-truth)، فاصله میان واقعیت و بازنمایی گاهی آنقدر زیاد میشود که مخاطب نه با خودِ رویداد، بلکه با روایتی دستکاریشده از آن روبهرو میشود. اینجاست که اطلاعات نادرست (disinformation) و گسلایتینگ (gaslighting) به ابزارهای اصلی نبرد رسانهای بدل میشوند.
با این حال، همه رویدادها به یک اندازه در برابر تحریف آسیبپذیر نیستند. بعضی لحظهها آنقدر روشن، گسترده و عینیاند که خودِ صحنه به سند تبدیل میشود. در چنین موقعیتهایی، فاصله میان واقعیت و بازنمایی کمتر میشود و امکان انکار یا تقلیل معنا پایین میآید. به بیان ساده، وقتی یک واقعیت میدانی آنقدر بزرگ است که از هر زاویه دیده میشود، دست روایتسازان برای قلب معنا بستهتر میشود.
در چنین چارچوبی، یک وداع عمومی و گسترده را میتوان فراتر از یک آیین سوگواری فهمید. وقتی حضور جمعی در سطحی وسیع، در زمان و مکان مشخص، بارها در قابهای مختلف دیده و بازتکرار میشود، صحنهای شکل میگیرد که بهسادگی نمیتوان آن را نادیده گرفت یا کماهمیت جلوه داد. در اینجا، خودِ حضور جمعی از سطح احساس عبور میکند و به سطح معنا میرسد.
در چنین صحنههایی، تلاش برای تغییر روایت همچنان وجود دارد. ممکن است برخی بخواهند اهمیت ماجرا را کمرنگ کنند، بر حاشیهها مکث کنند یا با زبانی سرد از کنار آن بگذرند. اما وقتی خودِ واقعیت با این اندازه از وضوح و تراکم در برابر چشم جامعه قرار میگیرد، دامنه اثرگذاری تحریف محدودتر میشود. وقتی مردم خود به صحنه میآیند، خودِ صحنه به سند بدل میشود، سندی زنده که مسخ واقعیت را دشوار میکند.
اهمیت این لحظهها دقیقاً در همین نقطه است. شکوه حضور مردم فقط یک تصویر احساسی نیست، حامل یک پیام اجتماعی روشن هم هست. این حضور نشان میدهد که سرمایه اصلی هر جامعه، مردم آن هستند، مردمی که اگر بر مشترکات خود تکیه کنند و وحدت را به رفتار جمعی تبدیل سازند، میتوانند در بزنگاههای مهم، از حقیقت اجتماعی خود صیانت کنند.
از همین رو، معنای وداع با پیکر رهبر شهید انقلاب فقط در سوگ خلاصه نمیشود. این حضور، یک جهتگیری روشن هم با خود دارد، همان چیزی که در شعار این بدرقه متبلور شد: باید برخاست.
نه فقط برای بدرقه یک پیکر، بلکه برای عبور از تردید، حفظ همبستگی و ایستادن کنار حقیقت، چراکه در زمانه مسخ واقعیت، کنار هم ماندن خودِ مقاومت است.
